أبو علي سينا
ديباچه 16
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
اين پرسش يا آپورى در فصل يكم بتا نيامده ولى در آغاز فصل ششم آن ( ص 287 تفسير اين رشد ) ياد شده وراس آن را شمارهء 14 a داده وگفته كه پاسخ آن در فصل دهم مو آمده است . تريكو در آغاز اين فصل گفته است كه آن در ضمن 9 و 14 گذارده شده است . در تفسير آلمانى ( ص 336 - 337 ) هم پانزده پرسش بر شمرده شده وسيزدهمين آنها همين است كه در فصل يكم ياد نگشته است . در اين تفسير گفته شده كه آن با مسألهء نهم وابستگى دارد . تردنيك در آغاز فصل ششم گفته است كه اين يكى در يكم ياد نشده ولى با پرسشهاى 5 و 8 ( همان 9 ) وابسته است ( 142 ) . راس در تفسير آن ( 1 : 249 ) از اين يكى ياد كرده وسپس از پربلم يا مطلب 13 و 12 ، ودر جاى ديگر ( 224 ) سيزده پربلم بر شمرده وسپس ( 246 ) از پربلم 14 كه در فصل 5 بتا آمده ودربارهء شمار وجسم وپهنا ونقطه است ياد كرده است . چنان كه راس در ديباچهء متافيزيك وديگران نوشتهاند روش أرسطو در ان ياد كردن انديشههاى پيشنيان وآوردن تاريخ آنها است اگر چه انگيزندگى هم نداشته باشد واز اين رهگذر أو بنيادگذار تاريخ فلسفه به شمار مىآيد . أو سپس روش آپورماتيك يا جدلى پيش مىگيرد وآنچه كه دشوار است بر مىشمرد چنان كه در بتاوزتا كرده است . آنگاه روش برهاني بكار مىبرد آن هم برپايه بنيادها ومبادى استدلالناپذير تا به مصادرهء بر مطلوب دچار نگردد بدينگونه كه اگر اين بنيادها نباشند محال ناشدني پيش مىآيد وچنين برهان خلف در آيين انديشه وكاوش پذيرفتنى است . راه وروش أو اين نيست كه از مقدمات به نتيجة برسد بلكه از انديشيدنىهاى روشن برسد به آنچه كمتر روشن است وكار به قياس خلف بيانجامد . ( ديباچهء الهى راس 76 ) روش آپورماتيك يا بر شمردن سخنان دشوار همان است كه ابن رشد در تفسير ( ص 777 ) دربارهء آن « أقاويل جدلية مشهورة » گفته است وآپورى Aporie همان « قول جدلى » مىباشد . أو در تلخيص ما بعد الطبيعة ( ص 8 ) گونهگون برهان الهى را بر شمرده وگفته كه بيشتر آنها همان نشانهها ودلائل است كه ما از آنچه بيشتر مىشناسيم بدانچه نزد طبيعت شناختهتر است هماره راه مىبريم چنان كه گفتهاند بيشتر آنچه در الهى كاوش مىشود يا خود آشكارند يا نزديك به آشكارا يا آنكه در